تاریخ : دوشنبه، 25 شهريور ماه، 1392
موضوع : شهیدان شهر جیرفت

شهید محمد گلشنی کنارستان

نام شهید :محمد گلشنی کنارستان

نام پدر : در محمد

تاریخ تولد :1330

تاریخ شهادت : 1365/10/19



  

    وقتی که بادهای گرم از کوه تل غیاس می گذشت و ومیان نخلستان می افتاد سمفونی غریب شاخه های نخل میان طنین حماسی شاهنامه خوانی های شبانه مردان ده فضای کوچک کودکیمان را درمینوردید زندگی روستایی وعشایری روح محمد را بی پروا وسرکش بار اورده بود پدر ومادرمان را ظرف مدت چهارده روز به دلیل بیماری همه گیری که ان سال شییوع پیدا کرده بوداز دست دادیم محمد با ده سال سن یک شبه بزرگ شد،وبرای پیدا کردن کار به عنبراباد رفت من با پنج سال سن وخواهرکوچکترمان با دوسال سن  مردهک را ترک کردیم ، هرصبح قبل از رفتن به محل کارمویمان راشانه میزد ولباسهایمان را می شست  درکودکی راهی را رفته بود که سالکان سپید موی طریق عرفان سالها در زاویه خانقاهها  دنبال ان میگردند،قبل ازپیروزی انقلاب به همراه دوستانش از جمله مهدی طیاری که بعدها به درجه رفیع شهادت نائل امد در پوشش برگزاری دعای ندبه درمورد تکثیر وپخش اعلامیه درشهرستانهای جنوبی استان جلسه میگرفتند چند مرتبه پس از درگیری با ماموران حکومت در سلولهای رژیم طاغوت بازداشت شد بیشتر اوقات دوربین عکاسی وتفنگ شکاری همراه داشت وهرجا که لازم بود از ان استفاده میکرد چه هنگام پخش شب نامه وچه هنگام رویارویی با اشراری که سعی داشتند به غارت مردم بپردازند پس از پیروزی انقلاب وتحقق وعده الهی جذب سپاه شد، نگرانی اش ازمحرومیت های منطقه بود چه محرومیت فیزیکی وچه محرومیت فرهنگی سعی میکرد درمناسبتهای مختلف  این خلا  را با استقبال ازکارهای عمرانی وهمچنین  برگزاری سخنرانی های ارشادگرایانه برادران روحانی در روستاها پرکندبه روحانیت علاقه مند بود ودوستان زیادی در این لباس داشت . پس ازپیروزی انقلاب و باشروع جنگ به عنوان راننده ماشین سنگین وحمل اسلحه ومهمات در جبهه حضور یافت دراین مدت هم هربار پس از بازگشت ازمناطق عملیاتی سعی داشت جوانترها را تشویق به پیوستن به رزمندگان در جبهه ها کند پس از شهادت دکتر چمران حالش دیدنی بود نمی دانست با خود چه بکند چون ابر بهار اشک میریخت واز اوصاف دکتر چمران برایمان میگقت وازما میخواست برایش دعا کنیم تا شهید بشود وقتی که این حرف را میزد وحالتش را میدیدیم حتی نمی توانستیم به او اعتراض کنیم یا اگر اعتراضی هم میکردیم میگفت خواهر من شما را دوست دارم اما خدایم را بیشتر از همه دوست دارم روزهای اخر دیگر ان محمد سابق نبود  جای دیگری سیر میکرد، به دور وبرش توجهی نداشت تا اینکه دربیستم دیماه هزار سیصد شصت وپنج خبرشهادتش را برایمان اوردند که با اصابت بمب اتش زای دشمن کالبدش ابراهیم وار شده بود گلشنی میان اتش ها وپیکرش به همراه چند تن ازدیگر همرزمانش پس از تشییع بر( شانه های شهر)درقبرستان مطهر شهدای عنبراباد به خاک سپرده شد وشاعری در وصفش سرود
شلمچه پروراندی گلشنی را
چودیدی ازستمگردشمنی را
چنان سروی به گلشن ماند اری
به خون گلشن نموده میهنی را
تنظیم براساس روایت فاطمه گلشنی خواهرشهید




منبع این مقاله : :شهرداری جیرفت
آدرس این مطلب : http://www.jiroft.ir/136//شهیدان/شهید-محمد-گلشنی-کنارستان/