منوی اصلی
icon_home.gif صفحه اصلی
icon_members.gif موضوعات خبری سایتShow/Hide content
navbits_finallink_rtl.gif خبري های شهری
navbits_finallink_rtl.gif خبرهای تصویری
navbits_finallink_rtl.gif خبرهای ورزشي
navbits_finallink_rtl.gif خبرهای اقتصادي
navbits_finallink_rtl.gif خبرهای فرهنگي
navbits_finallink_rtl.gif خبرهای علمي
navbits_finallink_rtl.gif خبرهای زيست
navbits_finallink_rtl.gif شهیدان شهر جیرفت
navbits_finallink_rtl.gif تيتر خبرهاي سايت
navbits_start.gif شهردار و كارمندانShow/Hide content
navbits_finallink_rtl.gif مشخصات شهردار
navbits_finallink_rtl.gif مشخصات کارمندان
navbits_start.gif شهرداری و معاونتهاShow/Hide content
navbits_finallink_rtl.gif معاونت مالی و اداری
navbits_finallink_rtl.gif معاونت شهرسازی و معماری
navbits_finallink_rtl.gif معاونت خدمات شهری
navbits_finallink_rtl.gif معاونت فنی و عمرانی
navbits_start.gif  شوراي اسلامی شهرShow/Hide content
navbits_finallink_rtl.gif اعضای شورای اسلامی
navbits_start.gif فعالیتهای شهرداریShow/Hide content
navbits_finallink_rtl.gif پروژه های انجام شده
navbits_finallink_rtl.gif پروژه های در حال انجام
navbits_finallink_rtl.gif عملکرد واحد تاکسیرانی
navbits_start.gif قوانین شهرداری هاShow/Hide content
navbits_finallink_rtl.gif امور مالی
navbits_finallink_rtl.gif قانون درامدها
navbits_finallink_rtl.gif قانون هزینه ها
navbits_finallink_rtl.gif قانون حسابداری
navbits_finallink_rtl.gif قوانین اموال
navbits_finallink_rtl.gif مناقصه،مزایده،پیمان
navbits_finallink_rtl.gif امور معاملات
navbits_finallink_rtl.gif قوانین نوسازی و عمران شهری
navbits_finallink_rtl.gif ضوابط معماری وشهرسازی شهرجیرفت

navbits_start.gif درباره جيرفتShow/Hide content
petitrond.gif تمدن جيرفت
navbits_finallink_rtl.gif آثار تاريخي و صنايع دستي
navbits_finallink_rtl.gif اماكن ديدني
navbits_finallink_rtl.gif موقعيت جيرفت
navbits_finallink_rtl.gif محصولات مهم كشاورزی

عضويت سريع
شناسه :
نام اصلي:
ايميل:
تايپ مجدد:
رمز عبور:
تايپ مجدد:
 

جستجو در سایت



یک عکس یک هدیه

قابل توجه هموطنان گرامی

روایط عمومی شهرداری جیرفت در نظر دارد  نسبت به جمع آوری عکس شهرداران جیرفت از بدو تاسیس تاکنون اقدام نماید ، در  صورت  تمایل به همکاری اینجا را کلیک کنید


نام شهید : هوشنگ واحدی

نام پدر : قدرت

تاریخ شهادت : 1365/10/19

 

 

 



خاطرات

خاطره اول:
قبل از عملیات بدر و خیبر بود. من و شهید واحدی هر دو نفرمان به عنوان بسیجی وارد جبهه های حق علیه باطل شدیم. زمان رسیدن خدمت مقدس سربازی، هر دو مشمول سپاه شدیم. شهید واحدی و اینجانب که به عنوان دو نفر سرباز در جبهه های نبرد حق علیه باطل بودیم بخش نامه ای از طرف سپاه صادر شده بود که دو برادر در جبهه مشغول به خدمت باشند، می توانند یکی از آنها داوطلبانه به پشت جبهه منتقل و در شهر خود بقیه خدمت سربازی را انجام دهد. از طرفی که من می دانستم شهید واحدی به شهر خود نمی رود و اصرار پدر و مادرمان هم بر این بود که هوشنگ را به شهر خود بفرستیم ولی ایشان قبول دار نشد. مدتی گذشت و عملیات بدر و خیبر تمام شدند. شهید واحدی در منطقه خرمشهر بود و من در جزیره مجنون. یک روز که من خودم را به جای شهید واحدی معرفی کردم تا کارهایش را انجام دهم و او را به پشت جبهه برسانم ولی متوجه نبودم که شهید واحدی را تمام پاسداران، بسیجیان و همگی او را می شناختند. چون به مدت چند سال در جبهه بوده است. زمانی که نامه ام را دادم گفتند شما برادر هوشنگ واحدی هستید. برادر واحدی مدت چند روز است که از نامه دوبرادری استفاده کرده و تسویه حساب شما را گرفته است. شما باید به اهواز بروید و از اهواز نامه خود را برای شهرستان خود بگیرید تا بقیه خدمتتان را در شهرستان خود انجام دهید. ایشان همیشه در این کارها از من جلوتر بود. من می خواستم ایشان را بفرستم، غافل از اینکه ایشان مرا تسویه حساب کرده بود. من هم مدتی سرگردان بودم که ناچار شدم بعد از مدتی به شهرستان خود برگردم. و ایشان ماند تا زمان عملیات کربلای5 به درجه رفیع شهادت نائل شد.
 
خاطره دوم:
بعد از عملیات بدر بود که نیروها برای استراحت به پشت جبهه منتقل شده بودند. من راننده تانکر آبرسانی به منطقه بودم. از فرمانده گردان اجازه گرفتم به سراغ برادرم که در منطقه دیگری بود بروم. زمانی که سراغ او رفتم، همه گفتند که چند ساعتی است که ار او خبر ندارند. اطراف خاکریز رفتم، دیدم روی چفیه ای که داشت، نشسته بود و در حال گریه و دعا بود. بعد از احوال پرس گفت: «ما 22 نفر بودیم که حالا حدود 8 الی 9 نفر هستیم و دیگر دسته های گردان هم به همین صورت هستند.» با یکدیگر پیش فرمانده آنها رفتیم تا از او اجازه بگیریم که برادرم را با خود به جزیره مجنون ببرم. زمانی که وارد جزیره مجنون شدیم، اطراف ما شروع به شلیک موشک شده بود که ما در بین ماشین هایی که حامل پل شناور بودند، گیر افتادیم. آنجا بودکه اینجانب از رفتنم پشیمان شدم زیرا که شهید واحدی با گلوله هایی که اطراف ما می آمد، دچار شیمیایی شدیدی شد. شب را با هم به جزیره مجنون رفتیم. فردای آن روز ایشان را به بیمارستان بردند زیرا شیمیایی به ایشان آسیب رسانده بود و از گلوی ایشان خون می ریخت.
ایشان به بیمارستان نمی رفت. ما او را به اصرار به بیمارستان بردیم. یک روز در بیمارستان ماند و روز بعد به صورت پنهانی به گردان خود برگشت. روز بسیار سختی برای من بود.
روحش شاد و یادش گرامی باد.(راوی: برادر شهید)



ارسال شده در مورخه : چهارشنبه، 6 شهريور ماه، 1392 توسط saed  پرینت

مرتبط باموضوع :

 شهید احمد فاتح  [ چهارشنبه، 19 مهر ماه، 1391 ] 4138 مشاهده
 پدر شهید محمدی : فرزندم راهی را رفت که آرزویش بود  [ يكشنبه، 30 فروردين ماه، 1394 ] 1393 مشاهده
 شهید سعدالله جوزاک  [ دوشنبه، 4 شهريور ماه، 1392 ] 2357 مشاهده
 شهید محمد تناور  [ دوشنبه، 4 شهريور ماه، 1392 ] 3330 مشاهده
 شهید اکبر بروشان  [ دوشنبه، 4 شهريور ماه، 1392 ] 2865 مشاهده
 
نام شما: [ کاربر جدید ]

میهمان (ضروری): 
نظر:


:) ;) |) :- :( :0 :# *) ^) +)) :} |(( @: (:) :? :**
کد امنیتی
کد امنیتی

  [ بازگشت ]
امتیاز دهی به مطلب

انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت


اشتراک گذاري مطلب